خرید بک لینک

خودی‌ها دشمنند آخر چه امیدی به دیگرها

برادر را به چاه انداختند اینجا برادرها

کبوترها - هادی محمدحسنی

نمی‌دانی چقدر از خواندن تاریخ بیزارم

پُرند از واقعیت‌های ننگ‌آمیز دفترها

چرا این‌قدر مردم مثل موج و صخره در جنگند

خداوندا، نمی‌دانم چه سودایی‌ست در سرها

به شوق روی باز دوستان رفتیم، اما حیف

که برخوردیم ناغافل به قفل بسته‌ی درها

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 29 مرداد 1405 ساعت: 16:26

شیشه، نزدیکتر از سنگ ندارد خویشی

هر شکستی که به هر کس برسد

از خویش است

نویسنده: صائب تبریزی

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 6:46 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 17:31

گفتید: ما کسانِ خداییم در زمین

ای ناکسان ! خداست شبیه ِ کدامتان؟

نویسنده: حسین جنتی

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 23:23 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 15 بهمن 1402 ساعت: 17:31

پیوند عمر بسته به مویی ست هوش دار

غمخوار خویش باش، غم روزگار چیست

نویسنده: فریدون فرح اندوز

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ساعت 8:41 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1402 ساعت: 3:31

بی هندوانه میشود یک شب به سر کرد

وقتی پدر شرمنده ی یک لقمه نان است

حافظ ندارد پاسخی در فال دیوان

وقتی که میبیند عدالت بی زبان است

نویسنده: مسعود ایمانی صورت

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ساعت 16:20 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1402 ساعت: 3:31

هیچ گاه حسرت ایام ندارم اما

خودمانیم، چه پاییز غم انگیزی بود....

نویسنده: علی صاحبکار

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام آذر ۱۴۰۲ ساعت 23:59 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 10 دی 1402 ساعت: 3:31

اگر ز گور، به جایی دری نباشد چه؟وگر تمام شود، محشری نباشد چه؟گرفتم اینکه دری هست و کوبه ای دارد...درآن کویر، کس دیگری نباشد چه؟کفنکشان چو در آیم ز خاک و حق خواهمدبیر محکمه را دفتری نباشد چه؟شراب خُلَرِ شیراز داده ام از دستخبر ز خمرهی گیراتری نباشد چه؟چنین که زحمت پرهیز برده ام اینجابه هیچ کرده اگر کیفری نباشد چه؟برنده کیست در این بازی سیاه و سپید؟در آن دقیقه اگر داوری نباشد چه؟نویسنده : حسین جنتی + نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 7:7 توسط فرشته امدادی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1402 ساعت: 12:18

جز رنج ،

چه بود سهمت از اين همه عشق

مظلوم ترين عاشق دنيا " مادر"

نویسنده: میلاد عرفان پور

+ نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 2:19 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1402 ساعت: 12:18

زﻧﺪﮔﯽ ﮐﻠﺒﻪی ﺩﻧﺠﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﻘﺸﻪی ﺧﻮﺩﺩﻭ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ داردﮔﺎﻩ ﺑﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﻋﺠﯿﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺑﺎ ﮔﺮﯾﻪﮔﺎﻩ ﺧﺸﮏ ﺍﺳﺖ ﻭ ﮔﻬﯽ ﺷُﺮﺷُﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺩﺍﺭﺩﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣَﺮﺩ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺩﺭ ﺑﺴﺘﺮ ﻣﺮﮒﺑﻪ ﺷﻔﺎﺑﺨﺸﯽ ﯾﮏ ﻣُﻌﺠﺰﻩ ﺍﯾﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩﺯﻧﺪﮔﯽ ﺣﺎﻟﺖ ﺑﺎﺭﺍﻧﯽ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﻮ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﺩﺭ آﻥ ﻗﻮﺱ ﻭ ﻗﺰﺡﻫﺎﯼ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺩﺍﺭدﺯﻧﺪﮔﯽ آﻥ ﮔُﻞ ﺳُﺮﺧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻣﯽﺑﻮﯾﯽﯾﮏ ﺳﺮآﻏﺎﺯ ﻗﺸﻨﮕﯽ ﺍﺳﺖﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻥ داردزندگی کنﺟﺎﻥِ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ!ﺭﻭﻧﻖِ ﻋﻤﺮِ ﺟﻬﺎﻥ، ﭼﻨﺪ ﺻﺒﺎﺣﯽ ﮔﺬﺭﺍﺳﺖﻗﺼﻪی ﺑﻮﺩﻥ ﻣﺎﺑﺮﮔﯽ ﺍﺯ ﺩﻓﺘﺮ ﺍﻓﺴﺎﻧﻪﺍﯼ ﺭﺍﺯ ﺑﻘﺎﺳﺖﺩﻝ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺷﮑﻨﺪﮔُﻞ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﻣﯿﺮﺩﻭ ﺍﮔﺮ ﺑﺎﻍ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﻧﮓِ ﺧﺰﺍﻥ میگیردﻫﻤﻪ ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﺖﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺳﺨﺖ ﻧﮕﯿﺮ!ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻮﭺ ﻫﻤﯿﻦ ﭼﻠﭽﻠﻪﻫﺎﺳﺖﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽﺑﻪ ﻫﻤﯿﻦ ﮐﻮﺗﺎهىنویسنده: مشفق کاشانی + نوشته شده در جمعه هفدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 1:13 توسط فرشته امدادی  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1402 ساعت: 12:18

در این دنیا که روحت جسم خود را ترک خواهد کرد،

از این نامردمانِ بی مروت انتظاری نیست...

نویسنده: علی صاحبکار

+ نوشته شده در دوشنبه سیزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 1:6 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 23:22

چرا زبان بگشایم؟ که دردهای بزرگ

به جز سکوت ندارند مرهمی دیگر

نویسنده: سجاد سامانی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 0:10 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 23:22

به ماهِ روی تو این آرزو که من دارم

هزار سال اگر بینمت هنوز کم است

نویسنده: فغانی شیرازی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و سوم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 2:40 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: يکشنبه 26 شهريور 1402 ساعت: 23:22

یه جایی تو کتاب بر باد رفته نوشته بود :

در کشوری که مردمِ بی سواد به ثروت های بی حساب رسیده بودند، دیگر چه نیازی به آموختن بود؟

عجیب این جمله برام آشنا بود.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲ ساعت 1:10 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1402 ساعت: 13:36

سکوت کرده ای، اما نه اینکه حرفی نیست

در انتهای سکوتت لبالب از سخنی...

نویسنده: علی صاحبکار

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مرداد ۱۴۰۲ ساعت 1:11 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: چهارشنبه 1 شهريور 1402 ساعت: 13:36

من و تومثل همیم، پُریم از حرفِ نگفته

بینمون دیوار ساختند، چشامون به هم نیفته

ما مسافری غریبیم توی تقدیری پر از شک

که گمان واقعیمون توی رویامون شکفته

...

+ نوشته شده در سه شنبه سوم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 9:10 توسط فرشته امدادی  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رحمانی تاريخ: پنجشنبه 5 مرداد 1402 ساعت: 1:31

صفحه بندی